السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )

28

مرزهاى اعجاز ( فارسى )

گواه بر صدق ادعاى او گردد ، كه وى امر ممكنى را ادعا نمايد ولى اگر او مقامى را ادعا كند كه در پيشگاه عقل ، محال و ممتنع شمرده شود و يا دليل نقلى قطعى كه از پيامبر و امام به ما رسيده باشد آن را تكذيب نمايد ، در اين صورت عمل وى و لو ديگران از آوردن مانند آن عاجز باشند ، گواه بر صدق گفتار او نبوده ، و در اصطلاح دانشمندان به آن « معجزه » نمىگويند . اينك دو مثال : 1 . اگر كسى ادعاى الوهيت كند و خود را خداى جهان معرفى نمايد در پيشگاه خرد محال است اين ادعا راست و درست باشد ، زيرا عقل با براهين محكم و استوار ، آن را محال مىشمرد و ديگر نوبت به مطالبهء معجزه نمىرسد . اگر كسى پس از پيامبر اسلام ، ادعاى نبوت كند ، چون مدعاى وى به حكم دلايل قطعى ، با خاتميّت در تعارض است ، طبعا بى اساس و دروغ بوده ، و ديگر نيازى به آن نيست كه خداوند ، معجزهء او را باطل سازد ، زيرا خود دليل قطعى بر خاتميت ، گواه بر بطلان ادعاى اوست . گاهى اتفاق مىافتد كه كسى مدعى « نبوّت » از جانب خدا مىگردد ، و عملى را انجام مىدهد كه ديگران را از مقابله با آن عاجز مىنمايد ، ولى عمل او گواه بر كذب و دروغ او مىشود . چنان كه در